...صد سال رنج و غصه كشيديم و عاقبت
مشروطهي ايراني صد ساله شد يك سده و اندي در راه آزادي خوانديم، گفتيم، نوشتيم، فرياد كرديم و خون داديم و امروز... سهم ما اين است هيچ كمتر از هيچ ؟چرا چون دموكراسي را تنها در زمينهي سياست ميدانيم و بس چون تك تكمان ديكتاتور كوچولوهاي احمق هستيم چون الگوي خدا شاه پدر درون مان ريشه هزاران ساله دارد چون دموكراسي را تا وقتي ميخواهيم كه قدرت نداريم چون اصلن مشكل ما هيچگاه نيستي دموكراسي نبوده... مشكل ما اعمال نشدن نظر شخصي مان است. اگر حكومتي مطابق ميل من به ميدان بيايد ديگر دموكراسي نميخواهم ديگر مخالفان حق صحبت ندارند... چرا از حكومت صحبت كنيم؟ يك نگاه بكنيد به مجامع هنري كدام هنرمند روشنفكر پر مدعا حاضر است نظر مخالفانش را بشنود بياييم پايين تر... يك ميهماني خانوادگي ساده، جايي كه دور هم مينشينيم و يك نفس دربارهي ماشين و بنزين و فلسطين و فوتبال و خدمات و خيانتهاي خاتمي و باسن جنيفر لوپز و عرفان مولوي و عليرضا امير قاسمي لفاظي ميكنيم، كداممان حاضر به شنيدن لفاظياي مخالف لفاظي خودمان هستيم :اما غرب در كنار تاريخ مبارزهي دراز، اين سخن گران مايه را هم در فرهنگش دارد من جانام را ميدهم تا مخالفِ من حرفاش را بزند درود به روان پاك ولتر و درود به روانهاي پاك وجاودان سالار و سردار ملي و همهي شهداي راه مشروطه و درود به روان پاك آخوندزاده آغازگر نمايشنامهنويسي ايران آغازگر تنها آموزگار فرهنگ گفت و گو: تئاتر |
